مطالب " مهدویت "مقالات مذهبی

انتظار ظهور – حرکت به سوی عدالت(بخش اول) + ویدئو

انتظار ظهور – حرکت به سوی عدالت

انتظار ظهور - حرکت به سوی عدالت + ویدئو

 انتظار ظهور

با محوریت بیانات مقام معظم رهبری

انتظار نوعی حرکت است که وظیفه ما در عصر غیبت برای رسیدن به نقطه نورانیِ ظهور را تعیین می کند. برای آنکه از جهتی که در آن حرکت می کنیم منحرف نشویم، باید هر لحظه به مقصد خود، توجه داشته باشیم. ظهور امام زمان (عج) و برپایی عدالت مطلق، مقصد اصلی در مسیر عدالت خواهی و کمال است. اگر توانستیم هدفِ خود را کامل معرفی کنیم و آن را دقیقاً مشخص نمائیم؛ نگاه خود را به طول مسیر تاریخ، همه انبیاء و تمام جغرافیا معطوف کنیم؛ زاویه خود را مطابق با ظهور منجی جهانی قرار دهیم؛ هنوز هیچ قدمی برای رسیدن به تکامل جهانی و جهان تکامل یافته برنداشته ایم. در نتیجه لازم است با توجه به حقیقت انتظارِ ظهور، عزم خود را جزم کرده و در حدّ توانایی گامی در راستای هدف نهایی انبیاء برداریم. در این زمینه هم از جهت معرفتی باید به فکر باشیم و هم باید به بعد اجتماعی انتظار توجه کنیم. و در آخر اینکه بدانیم عصر غیبت، ایستگاهی برای توقف نیست و برای گره گشایی از کار بشریت در مقابل ظلم جهانی ، باید بدویم.

مقدمه

ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور (۱)
حضرت مهدی (عج) در چشم انداز مرتفعی قرار دارند که از هر زاویه به ایشان نگاه کنیم، توانایی درک حقیقت آن عدالت گسترِ جهانی را نداریم.
امروز اهمیت مباحث مهدویت بر کسی پوشیده نیست. حرکتی که از همان ابتدای خلقت در جهت این انقلاب پربرکت، شکل گرفته بود؛ در حال نتیجه گیری است و زمان افتتاح آن ساختمانی که سلسله انبیاء یکی پس از دیگری بنا نهادند، نزدیک تر شده و هر روز فاصله ما با ظهور آن واسطه فیض الهی کم تر می شود.
نکته قابل توجه اینست که ما بتوانیم نگاه خود را در همین جهت شکل دهیم و از جهانی که در آن زندگی می کنیم، اطلاع دقیقی داشته باشیم تا از این قافله جهانی که غایت آن گشودن راه تعقل بشریت است؛ عقب نمانیم. مهدویت این چنین نگاهی به ما می دهد.
بحمدالله امروز در زمینه مهدویت فعالیت های نظری و عملی بسیاری انجام شده، کتاب ها و مقالاتی که نوشته شده، بی شمارند و هریک می توانند یک بعد از ابعاد فراوان مهدویت را برای ما روشن سازند. لکن، همانطور که خواهد آمد، با توجه به اهمیت عدالت در جهانی سازیِ مهدوی، این مقاله سعی دارد، این مهم را، در حکومتی که قرار است بسازیم، مورد توجه قرار دهد.
همچنین همه ما اذعان داریم؛ یکی از شخصیت هایی که می تواند در جهان امروز، برای رسیدن به نقطه غلیان تاریخ، مقدمه سازی کند و جهانیان را به سویِ عدالتِ جهانی رهنود سازد، مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای حفظه الله می باشند. این مطلب آنچنان واضح است که حتی به اذعان دشمنان ایشان نیز رسیده است.(۲)
درنتیجه لازم بود که دیدگاه ایشان در زمینه مهدویت، مورد بررسی قرار گیرد. لذا این حقیر تصمیم بر آن گرفت تا اینکه در حدّ توانایی، گامی در جهت بررسی بیانات ایشان و با ضمیمه کردن آن ها به روایات ائمه اطهار، به محوریت موضوع حیاتیِ عدالت بردارد. امید است این گونه مباحث نظری با عمل گرایی همراه شود تا بتوانیم خود را هر روز به این مقصد عظیم الهی نزدیک تر سازیم.
انتظار

معنی انتظار 

«انتظار فرج یعنی انتظار حاکمیت قرآن و اسلام ، شما به آنچه فعلاً جهان در آن قرار دارد راضی نیستید ، می خواهید بازهم به حاکمیت قرآن و اسلام نزدیک تر شوید. این انتظار فرج است.»(۳)
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید :
هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون؛(۴) در روایت از امیر المؤمنین (ع) آمده که: حضرت این آیه را قرائت نمود و فرمود: خدا اين رسول و فرستاده خود را بعد از اين ظاهر خواهد كرد بخدائى كه جان من بدست اوست در زمان ظهور او قريه‏اى نيست كه صبح و شام بانگ «اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمدا رسول اللَّه» در آن بلند نشود.(۵) استیلای بانگ شهادتین در همه شهرها یعنی حاکمیت اسلام بر سراسر عالم. همچنین از ایشان روایت دیگری شده که: يَعْطِفُ الْهَوَى عَلَى الْهُدَى إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى عَلَى الْهَوَى وَ يَعْطِفُ الرَّأْيَ عَلَى الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْي‏… تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفَالِيذَ كَبِدِهَا وَ تُلْقِي إِلَيْهِ سِلْماً مَقَالِيدَهَا فَيُرِيكُمْ كَيْفَ عَدْلُ السِّيرَةِ وَ يُحْيِي مَيِّتَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّة؛(۶) ملاحظه می فرمایید که در این روایت تحول آخرالزمان در انقلاب حضرت مهدی (عج) را روشن می سازد و می گوید خواهش نفسانی را در حالی به هدایت بازگرداند که هدایت را تابع هوی و هوس ساخته اند. آن هنگام که مقام معظم رهبری حفظه الله می فرمایند شما به آنچه فعلاً جهان در آن قرار دارد راضی نیستید یعنی همان تبعیت هدایت از هوی نفس، یعنی تفسیر به رأی و …. اما پس از ظهور، حضرت (عج) مرده کتاب و سنّت را جان می بخشد و زنده می کند.
«اگر درس های عمیقی که در این تجدید خاطره وجود دارد(ظهور)، برای رفتار ما و عمل ما بتواند یک آموزنده و معلم به حساب آید، یقیناً پیشرفت جامعه به سمت کمال، روان تر و سریع تر خواهد شد.
یک درس از این درس ها، این است که همه بدانند و همه اذعان و باور کنند که حرکت عالم به سمت صلاح و به سمت آفاق روشن است. مستکبران عالم هرچه می خواهند بگویند؛ تظاهر به قدرت نمایی بکنند؛ اما لشگر حق و حقیقت کاروانی که بشریت را به سمت سرمنزل عدل و داد پیش می برد؛ روز به روز در حال افزایش یافتن است. گذشت سال ها نمی تواند این امید را در دل ها از بین ببرد و یا کم فروغ کند که در آینده – که امیدواریم آن آینده چندان دور نباشد – همه آحاد بشر طعم عدالت را به معنای واقعی کلمه خواهند چشید. حقانیّت آن دولت الهی و حکومت ربوی در زمین در این است که همه آحاد سهم خود را از معرفت حقیقت و عمل به حقیقت خواهند گرفت. قدرتمندان و مستکبران زورگویان و زراندوزان عالم، هرچه تلاش کرده اند و بکنند نخواهند توانست این حرکت و این رفتار طبیعی بشر را به سمت صلاح متوقف کنند.»(۷)
وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْها؛(۸) امام صادق (ع) فرمودند: تأويل آن اينست كه موقع ظهور قائم ما، زمينى نيست كه در آن لا اله الّا اللَّه و محمّد رسول اللَّه گفته نشود.(۹)

***

«ما منتظریم یعنی این امید را در دل داریم که با تلاش و مجاهدت و پیگیری، این دنیایی که به وسیله دشمنان خدا و شیاطین، از ظلمات جور و طغیان و ضعیف کشی و نکبت حاکمیت ستمگران و قدرتمندان و زورگویان پر شده است، در سایه تلاش و فعالیت بی وقفه ما، یک روز به جهانی تبدیل خواهد شد که در آن انسانیت و ارزش های انسانی محترم است و ستمگر و زورگو ظالم و قلدر و متجاوز به حقوق انسان ها، فرصت و جایی برای اقدام و انجام خواسته و هوی و هوس خود پیدا نخواهد کرد. این روشنایی در دیدگاه ما نسبت به آینده وجود دارد.»(۱۰)
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْض‏‏؛(۱۱) مضطر بودن یعنی همین درماندگی از ظلمات جور و طغیان امام صادق (ع) فرمودند: اين آيه در باره قائم آل محمد نازل شده است.‏(۱۲)
حال این سؤال مطرح می شود که خُلَفاءَ الْأَرْض چه کسانی هستند و چه صفاتی دارند؟ پروردگار سبحان می فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنا؛(۱۳) پس، خدا وعده داده است به همان درماندگانی که آن هنگام که او را می خواندند گرفتاری ایشان را برطرف می نمود؛ اگر ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند دین آنها را برایشان ثابت کند. درنتیجه این جهان یک روز به جهانی تبدیل خواهد شد که در آن انسانیت و ارزش های انسانی محترم است و البته مهم ترین ارزش برای انسان دین و عقیده و ایمان آنهاست، که خداوند وعده ثبات آن را داده است. بر همین اساس دین در زمان حضرت مهدی (عج) تمکین پیدا خواهدکرد و دیگر نیاز به هیچگونه تسامحی در اجرای آن در سطح اجتماع، احساس نمی شود.
از حضرت صاحب الامر (عج) چنین روایت شده است: إِنِّي أَخْرُجُ حِينَ أَخْرُجُ وَ لَا بَيْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِيتِ فِي عُنُقِي.(۱۴)

غیبت

علت اصلی و حقیقی و قطعی غیبت بر همگان پوشیده است. بر اساس روایات غیبت از اسرار الهی و از امور غیبی است و همچون سایر امور مربوط به عوالم غیب، برای ما معلوم نیست. این مطلب در تأیید روایتی است از امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال از علت غیبت که فرمودند : لِأَمْرٍ لَمْ يُؤْذَنْ لَنَا فِي كَشْفِهِ لَكُمْ؛ سپس از حکمت آن سؤال شد؛ حضرت پاسخ دادند : وَجْهُ الْحِكْمَةِ فِي غَيْبَتِهِ وَجْهُ الْحِكْمَةِ فِي غَيْبَاتِ مَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ حُجَجِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ إِنَّ وَجْهَ الْحِكْمَةِ فِي ذَلِكَ لَا يَنْكَشِفُ إِلَّا بَعْدَ ظُهُورِه‏ . . . إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ سِرٌّ مِنَ اللَّهِ وَ غَيْبٌ مِنْ غَيْبِ اللَّهِ وَ مَتَى عَلِمْنَا أَنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَكِيمٌ صَدَّقْنَا بِأَنَّ أَفْعَالَهُ كُلَّهَا حِكْمَةٌ وَ إِنْ كَانَ وَجْهُهَا غَيْرَ مُنْكَشِفٍ لَنَا؛(۱۵) همچنین شایسته است در این رابطه از نامه امام زمان (عج) که به وسیله محمد بن عثمان وارد شده بهره بگیریم. در آن نامه شریف آمده وَ أَمَّا عِلَّةُ مَا وَقَعَ مِنَ الْغَيْبَةِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُم؛(۱۶)
همانطور که گفته شد اسرار حقیقی و یا به عبارت بهتر همه اسرار غیبت بر ما روشن نیست. امّا با رجوع به روایات می توان علل ظاهری و آثار و فوائد روشن غیبت را برداشت کرد. در این زمینه کتاب ها و مقالات بسیاری وجود دارد و این بحث خارج از موضوع اصلی این نوشتار است، لذا پیشنهاد می گردد برای فهم روایاتی که در این زمینه وارد شده به کتب مربوطه مراجعه شود.

درست است که ما اکنون در زمان غیبت امام زمان (عج) به سر می بریم و از فیض و برکات ظهور ایشان محروم هستیم، لکن اعتقاد به مهدویت در همین دوران درس های بسیاری دارد. «اولین درس عملی از این موضوع این است که نابود کردن بنای ظلم در سطح جهان نه فقط ممکن بلکه حتمی است. این مطلب بسیار مهم است که نسل های امروزی معتقد نباشند که در مقابل ظلم جهانی نمی شود کاری کرد»(۱۷) قرآن این هم به نوعی این مطلب را مورد عنایت قرار داده؛ وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقا؛(۱۸) شيخ كلينى‏ در کافی روایت نموده که حضرت باقر (ع) فرمودند: اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل؛(۱۹)
آری مردم دنیا اگر بدانند که ظلم موجود همیشگی نیست و یک روز می توانند عدالت را به گستردگی جهان با چشمان خود مشاهده کنند، حتی اگر چنین عاقبتی را فقط ممکن بدانند، یقینا برای برپایی عدالت گام بر می دارند و کمر همت را برای نابود کردن ریشه ظلم می بندند. رهگشای جامعه انسانیت باطل را از بین رفتنی می داند و می فرماید إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقا؛ «شما کشتی ای را در یک دریای طوفانی فرض کنید! اگر کسانی که در این کشتی هستند، عقیده داشته باشند که اطرافشان تا هزار فرسنگ هیچ ساحلی وجود ندارد و آب و نان و وسایل حرکت اندکی داشته باشند، چه کار می کنند؟ آیا هیچ تصور می شود که این ها برای آن که حرکت کنند و کشتی را پیش ببرند، تلاشی بکنند؟ نه، چون به نظر خودشان مرگشان حتمی است. وقتی انسان مرگش حتمی است، دیگر چه حرکت و تلاشی بکند؟ امید و افقی وجود ندارد. یکی از کارهایی که می توانند انجام دهند این است که در این مجموعه کوچک هرکس به کار خودش سرگرم شود. آن کس که اهل آرام مردن است، بخوابد تا بمیرد و آن کس که اهل تجاوز به دیگران است، حق دیگران را بگیرد تا چند ساعتی بیشتر زنده بماند.

طور دیگر هم اینست که کسانی که در همین کشتی هستند، یقین داشته باشند و بدانند که در نزدیکی شان ساحلی وجود دارد. این که آن ساحل دور یا نزدیک است و چقدر کار دارند تا به آن برسند معلوم نیست؛ اما قطعا ساحلی که در دسترس آنهاست، وجود دارد؛ این افراد چه کار می کنند؟ تلاشی می کنند که خود را به آن ساحل برسانند و اگر یک ساعت هم به آن ها وقت داده شود، از آن یک ساعت برای حرکت و تلاش صحیح و جهت دار، استفاده خواهند برد و فکرشان را روی هم خواهند ریخت وتلاششان را یکی خواهند کرد تا شاید بتوانند خود را به آن ساحل برسانند»(۲۰)

منتها آنچه که مهم است اینست که اولاً همه مردم با هم متحد شوند و ثانیاً در برابر مشکلات از خودشان صبر و بردباری و تقوا نشان دهند و گمان نکنند که چون وضع موجود، مطلوب نیست پس همیشه به همین صورت خواهد ماند. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏؛(۲۱) آن هنگام که خداوند متعال می فرماید صبر کنید معنایش این است که انتهای انتهای امر روشن و پیروزی است ولی یقیناً مشکلاتی در راه وجود دارد که لازم است برای رسیدن به آن نقطه آرمانی، صبر کنید. حضرت امام محمد باقر (ع) ذیل این آیه شریف فرمودند: اصْبِرُوا عَلَى أَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ صابِرُوا عَدُوَّكُمْ وَ رابِطُوا إِمَامَكُمُ الْمُنْتَظَر شكيبا باشيد بر انجام فرائض‏دينى، و صبر كنيد بر آزار دشمنانتان، و مواظب ظهور امام خود مهدى منتظر باشيد.(۲۲)

درس مهم دیگری از مدرسه مهدویت این است «که همه بدانند همه اذعان و باور کنند که حرکت عالم به سوی صلاح و به سمت آفاق روشن است. مستکبران عالم هرچه می خواهند بگویند؛ تظاهر به قدرت نمایی بکنند؛ اما لشگر حق و حقیقت و کاروانی که بشریت را به سمت سر منزل عدل و داد پیش می برد؛ روز به روز در حال افزایش یافتن است.»(۲۳) هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون‏؛(۲۴) همانطور که می دانید هیچ وقت هیچ حرکت و جنبش اجتماعی ای نمی تواند دفعتاً و اتفاقی شکل بگیرد و بعد از آن ثمره بدهد گرچه بعضی از آنها سریع تر و بعضی دیگر کندتر است. اما مهم این است که زمان به عنوان جزئی از ذات موضوع همواره در هر انقلابی وجود داشته و دارد. بر همین اساس قرآن کریم می فرماید أَرْسَلَ رَسُولَهُ . . . لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ و ما می دانیم که هنوز این مسئله محقق نشده در حالی که پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) این دنیا را ترک فرموده اند. پس روشن می شود که حرکتی دارد به سوی حاکمیت اسلام بر تمام زمین شکل می گیرد و مؤیّد این سخن، روایت امام صادق (ع) است که این آیه را تأویل به ظهور امام زمان (عج) نموده اند.(۲۵)

همچنین درس دیگری که باید از مدرسه مهدویت فراگرفت این است که «اعتقاد به مهدویت و به وجود مقدس مهدی موعود (عج) امید را در دل ها زنده می کند. هیچ وقت انسانی که معتقد به این اصل است ناامید نمی شود، چرا؟ چون می داند یک پایان حتمی وجود دارد؛ برو برگرد ندارد؛ سعی می کند خودش را به برساند.»(۲۶) «امید چنین نقشی دارد، همین قدر که امیدی در دل انسان ها به وجود آمد، مرگ بال های خود را جمع می کند و کنار می رود، امید موجب می شود انسان تلاش و حرکت بکند، پیش ببرد، مبارزه کند و زنده بماند. فرض کنید ملتی در زیر سلطه ظالمانه قدرت مسلطی قرار دارد و هیچ امیدی هم ندارد. این ملّت مجبور است تسلیم شود، اگر تسلیم نشد، کارهای کور و بی جهتی انجام می دهد، امّا اگر این ملّت و جماعت، امیدی در دلشان باشد و بدانند که عاقبت حتماً وجود دارد، چی می کنند؟ طبیعی است که مبارزه خواهند کرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعی در راه مبارزه وجود داشته باشد آن را برطرف خواهند کرد.

بشریت در طول تاریخ و در حیات اجتماعی، مثل همان سرنشینان یک کشتی طوفان زده، همیشه گرفتار مشکلاتی از سوی قدرتمندان و ستمگران و قوی دستان و سلطین بر امور انسان های مظلوم بوده است. امید موجب می شود که انسان به مبارزه بپردازد و راه را باز کند و پیش ببرد، وقتی به شما می گویند انتظار بکشید، یعنی این وضعیتی که امروز رنجتان می دهد و دلتان را به درد می آورد، ابدی نیست و تمام خواهد شد. ببینید چقدر انسان حیات و نشاط پیدا می کند! این نقش اعتقاد به امام زمان ارواحنا فداه است»(۲۷)
این ها آثار و برکات غیبت است. حال ببینید زمانی که غیبت ایشان چنین برکاتی دارد؛ ظهور حضرت (عج) چه فوائدی می تواند داشته باشد.
نکته دیگری که در رابطه با عصر غیبت باید بدان اشاره کرد، بحث استدامت آثار وجودی این واسطه فیض الهی است. جابر ابن عبدالله انصاری از پیغمبر اکرم (ص) سؤال کرد: آیا شیعه از وجود قائم در زمان غیبتش، بهره مند می شود؟

حضرت (ص) پاسخ دادند: إِي وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ لَيَنْتَفِعُونَ بِهِ وَ يَسْتَضِيئُونَ بِنُورِ وَلَايَتِهِ فِي غَيْبَتِهِ كَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ جَلَّلَهَا السَّحَاب.(۲۸)
البته نه تنها امام زمان (عج) بلکه «سلسله اهل بیت نبی اکرم در طول تاریخ خورشیدهای فروزانی بوده اند که در معنا توانسته اند بشریّت روی زمین را با عالم غیب و با ارش الهی متصل کنند. «سبب المتصل بین الارض و السّماء» خاندان پیغمبر معدن علم، معدن اخلاق نیکو، معدن ایثار و فداکاری، معدن صدق و صفا و راستی و منبع همه نیکی ها و زیبایی ها و درخشندگی های وجود آدمی در هر عصر و عهدی بوده اند، هریک چنین خورشید فروزانی بوده اند.»(۲۹) اما تفاوت اینجاست که از امام غائب نمی توان به مانند خورشیدی که هیچ مانعی جلوی آن نیست نظاره کرد که البته این مانع مربوط می شود به عدم ظرفیت بشریت برای گرفتن انوار مستقیم آن حضرت. «چشم های ناقابل ما آن چهره ملکوتی را از نزدیک نمی بیند؛ اما او مثل خورشیدی درخشان است؛ با دل ها مرتبط و با جان ها و باطن ها متصل است. و برای انسانی که دارای معرفت باشد، موهبتی از این برتر نیست که احساس کند ولی خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده برگزیده او در میان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهی در زمین، با او و در کنار اوست، او را می بینید و با او مرتبط است»(۳۰)

انتظار 

معنی صحیح انتظار دارای ابعادی است که توجه به این ابعاد، برای کسی که می داند در فرهنگ اسلام و شیعه چقدر به انتظار اهمیّت داده شده، بسیار جالب است.
یکی از ابعاد آن اینست که انتظار به معنای قانع نشدن به وضع موجود است «وقتی شما منتظر عزیزی هستید و مشتاقانه انتظار می کشید، معنایش اینست که به وضعی که حالا دارید، قانع نیستید و شاید از این وضع راضی هم نباشید»(۳۱) «انتظار داریم یعنی هرچه خیر و عمل خوب انجام دادیم و به وجود آمده، کم و غیر کافی است، منتظریم ظرفیت نیکی عالم پر شود. یک بعد دیگر از ابعاد انتظار دل گرمی مؤمنین نسبت به آینده است. انتظار مؤمن یعنی این که تفکّر الهی، این اندیشه روشنی که وحی بر مردم عرضه کرده است، یک روز سراسر بشر را فرا خواهد گرفت.»(۳۲) قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً؛(۳۳) «یک بعد انتظار این است که منتظر با شوق و امید حرکت بکند، انتظار یعنی امید»(۳۴)
امام صادق (ع) می فرمایند: الْمُنْتَظِرُ لِلثَّانِي عَشَرَ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص يَذُبُّ عَنْه؛(۳۵) هرکس که منتظر راه دوازدهمین (امام) باشد، مانند کسی است که با شمشیر آخته از پیامبر خدا دفاع می کند. و در روایت دیگری از امام صادق (ع) آمده : مَنْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِهَذَا الْأَمْرِ كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِي فُسْطَاطِهِ لَا بَلْ كَانَ بِمَنْزِلَةِ الضَّارِبِ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ بِالسَّيْف.(۳۶)

از این سلسله احادیث این سؤال به ذهن خطور می کند که منتظر امام زمان (عج) چگونه باید باشد تا آنجا که در مورد او گفته اند مانند کسی است که در کنار پیغمبر شمشیر بزند؟ این منتظر چه روحیه ای باید داشته باشد؟
«امام زمان (عج) کسانی را لازم دارد که در مقابل تلخ و دشوار مردد و متزلزل نشوند و عقب ننشینند، تا بتوان با این ها وارد کار عظیمی بشود که قرار است دنیا را متحول کند.»(۳۷) وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين‏.(۳۸)
خوب است برای تقریب ذهن و به طور مثال به تحولی که در ایران با نام انقلاب اسلامی رخ داد اشاره کنیم تا روشن شود منتظران باید به چه میزان از خود صبر نشان دهند و چه مشکلاتی را تحمل کنند؛ در واقع روشن شود که خداوند متعال به چه کسانی بشارت داده؟

«شما ببینید تحول ایران چقدر دشواری داشته. هفت سال انقلاب کردیم، تهاجم های جهانی و توطئه های استکبار و مسائل داخلی چقدر در مقابل ما ایجاد مشکل کرده است، حال تصور کنید مشکلات زمان حضرت ولی عصر (عج) چقدر خواهد بود و ایشان باید در مقابل همه این مشکلات بایستد، یک سیستم قوی نیاز دارد که افراد آن غیر متزلزل باشند، بصیرت نافذ و راسخ داشته باشند که هیچ مشکلی آنها را مردد نکند و امام عزیز ما اینگونه بود.
امام زمان (عج) افرادی را لازم دارند آگاه، بصیر، خبیر، متوکل به خدای متعال، توجه کننده به جزئیات و آن گاه فداکار، کاردان در اداره کار جامعه و رزمجو با دشمن. شما هستید که باید خودتان را بسازید تا ان شاءالله آن عده نصاب لازم در اختیار اراده خالص قرار بگیرد.»(۳۹)
بنابراین همانطور که مقام معظم رهبری اشاره کردند؛ منتظران باید خودساخته باشند و این نشان دهنده مشکلات موجود در راه منتظر است. محمد بن مسلم از امام جعفر صادق (ع) روايت نموده كه فرمود: قبل از آمدن قائم، علاماتى براى امتحان مؤمنين خواهد بود. عرضكردم: آنها چيست؟ فرمود: اين امتحان كه خدا ميفرمايد(اشاره به آیه فوق):
بچيزى از ترس؛ اين ترس بيمارى‏هاى گوناگون است، گرسنگى، بالا رفتن قيمتها است، كاستن مال، قحطى است، خطر جانى، مرگ شايع و زياد است. و نقص ثمرات زندگى، نيامدن باران است. پس در آن موقع بآنها كه در عقيده بما ثابت ميمانند، مژده بده.(۴۰)

ظهور

كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ.(۴۱)
می دانیم که یکی از اغراض اصلی بعثت انبیاء تشکیل جامعه ایده آل براساس خداپرستی و ارزشهای الهی وگسترش عدل و داد در سراسر زمین بوده و هرکدام در حدّ امکان قدمی در این راه برداشته اند و بعضی از آنها توانسته اند در محدوده جغرافیایی و زمانی خاصی حکومت الهی را برقرار سازند ولی برای هیچ یک از ایشان شرائط تشکیل حکومت جهانی و جاودانی فراهم نگشت.

«جامعه مهدوی یعنی آن دنیایی که امام زمان (عج) می آید تا آن دنیا را بسازد، همان جامعه ای است که همه پیامبران برای تأمین آن در عالم ظهور کرده اند، یعنی همه پیامبران مقدمه بوده اند تا آن جامعه ایده آل انسانی که بالاخره به وسیله ولی عصر و مهدی موعود در عالم پدید خواهد آمد و پایه گذاری خواهد شد و به وجود بیاید، مانند یک بنای مرتفعی که کسی می آید زمین آن را تسطیح کند و خار و خاشاک را از آن می کند؛ کس دیگری پس از او می آید و زمین را پایه ریزی می کند و گود می کند و کس دیگری پس از او می آید تا دیوارها را بچیند و یکی پس از دیگری مأموران و مسؤلان می آیند تا این کاخ مرتفع؛ این بنای رفیع به تدریج در طول زمان ساخته و پرداخته شود. انبیاء الهی از آغاز بشریت یکی پس از دیگری آمدند تا جامعه بشریّت را قدم به قدم به آن جامعه آرمانی و آن هدف نهایی نزدیک کنند.

انبیاء همه موفق شدند، حتی یک نفر از رسولان هم در این راه و در این مسیر ناکام نماند. باری بود که بر دوش این مأموران عالی مقام نهاده شده بود. هرکدام آن بار را قدمی به مقصد و سرمنزل نزدیک کردند، کوشش کردندو هرچه توان داشتند به کار بردند، آن وقتی که عمر آنان سرآمد این بار را دیگری از دست آنان گرفت و همچنان قدمی و مسافتی آن بار را به مقصد نزدیک تر کرد، ولی عصر صلوات الله علیه میراث بر همه پیامبران الهی است که می آید و گام آخر را در ایجاد آن جامعه الهی بر می دارد.»(۴۲)
آنچه که در اینجا قابل تأمّل است؛ تشبیه حضرت قائم (عج) به برخی انبیاء در احادیث می باشد. در روایات ما ایشان به تعدادی از پیامبران از جمله آدم، نوح، یونس، ایوب، ابراهیم، یوسف، موسی، عیسی، محمد(ص)از جهات گوناگون تشبیه شده است.

امام زین العابدین فرموده اند: فِي الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنْ سُنَنِ الْأَنْبِيَاءِ سُنَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ سُنَّةٌ مِنْ نُوحٍ وَ سُنَّةٌ مِنْ إِبْرَاهِيمَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى وَ سُنَّةٌ مِنْ عِيسَى وَ سُنَّةٌ مِنْ أَيُّوبَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ فَأَمَّا مِنْ آدَمَ وَ مِنْ نُوحٍ فَطُولُ الْعُمُرِ وَ أَمَّا مِنْ إِبْرَاهِيمَ فَخَفَاءُ الْوِلَادَةِ وَ اعْتِزَالُ النَّاسِ وَ أَمَّا مِنْ مُوسَى فَالْخَوْفُ وَ الْغَيْبَةُ وَ أَمَّا مِنْ عِيسَى فَاخْتِلَافُ النَّاسِ فِيهِ وَ أَمَّا مِنْ أَيُّوبَ فَالْفَرَجُ بَعْدَ الْبَلْوَى وَ أَمَّا مِنْ مُحَمَّدٍ ص فَالْخُرُوجُ بِالسَّيْف؛(۴۳) همچنین در روایت دیگری از امام محمد باقر (ع) در مورد شباهت حضرت حجت (عج) به حضرت یونس و حضرت یوسف علیهما السلام آمده: فِي الْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) شَبَهاً مِنْ خَمْسَةٍ مِنَ الرُّسُلِ يُونُسَ بْنِ مَتَّى وَ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوب‏ . . . فَأَمَّا شَبَهُهُ مِنْ يُونُسَ فَرُجُوعُهُ مِنْ غَيْبَتِهِ وَ هُوَ شَابٌّ بَعْدَ كِبَرِ السِّنِّ وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ فَالْغَيْبَةُ مِنْ خَاصَّتِهِ وَ عَامَّتِهِ وَ اخْتِفَاؤُهُ مِنْ إِخْوَتِهِ وَ إِشْكَالُ أَمْرِهِ عَلَى أَبِيهِ يَعْقُوبَ مَعَ قُرْبِ الْمَسَافَةِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَبِيهِ وَ أَهْلِهِ وَ شِيعَتِه.(۴۴)

اصلاح بشر و اجرای کامل قوانین الهی، هدف تمام پیامبران بوده است. هریک از مصلحان الهی به اندازه استعداد افکار زمان خویش، در راه نیل به آن هدف عالی و آرمان بشر کوشش کردند و بشر را به سوی آن غایت بزرگ نزدیک ساختند. اگر کوشش و فداکاری آنان نبود، هرگز زمینه تأسیس حکومت توحید، فراهم نمی شد. بنابر این تمام انبیاء در آن هدف بزرگ، سهیم و دخیل اند. توفیق مهدی موعود را باید توفیق حزب خداپرست و سلسله پیامبران و رجال دین، محسوب داشت. پیروزی آن جناب پیروزی شخصی و فردی نیست، بلکه به وسیله آن حضرت، حق بر باطل و دینداری بر بی دینی چیره می گردد. وعده های پیامبران گذشته، جامه عمل می پوشد و هدف همه آنان تحقق می یابد.
توفیق مهدی موعود، در واقع توفیق، آدم، شیث، نوح، ابراهبم، موسی، عیسی، محمد (ص) و سایر پیامبران علیهم السلام است. آنان با فداکاری و تحمل رنج های فراوان، این راه بزرگ را هموار ساختند و مزاج انسانیّت را تا حدودی آماده کردند.
اکنون برای روشن شدن بیشتر این مسئله و اینکه بدانیم ظهور حضرت ولی عصر (عج) برای فراهم کردن چه چیزی می باشد، باید بدانیم انبیاء برای تأمین چه جامعه ای، گسترش چه اصولی و برافراشتن چه پرچمی تلاش کرده اند؟

«آنچه مسلّم است، همه پیفمبران و اولیاء برای این آمدند که پرچم توحید را در عالم گسترش بدهند؛ پرچم توحید را به اهتزاز درآورند و روح توحید را در زندگی انسان ها زنده کنند. بدون عدالت، بدون استقرار عدل و انصاف، توحید معنایی ندارد. یکی از نشانه ها یا ارکان توحید نبودن ظلم و نبودن بیعدالتی است، لذا شما می بینید که پیام استقرار عدالت، پیام پیغمبران است. تلاش برای عدالت، کار بزرگ پیغمبران است.»(۴۵) امام امیرالمؤمنین علی (ع) در زمینه آثار و فوائد عدالت فرمودند: بِالْعَدْلِ تَصْلُحُ الرَّعِيَّة.(۴۶)
طرح برنامه و مبارزه، برای تحقق عدالت در سراسر زمین، از پیامبران گذشته آغاز شد و هریک از آنان در توان خود، سطح افکار دینی بشر را ترقی دادند؛ تا نوبت به پیامبر اسلام (ص) رسید پس آن حضرت نقشه کامل و برنامه جامع انقلاب و تحول جهانی را تهیه کرد و تحویل ائمّه اطهار داد. خودش و جانشینانش در این راه کوشش کردند و سختی های بسیاری را تحمل کردند. سال های سال بگذرد وحوادث و انقلاب هایی در جهان واقع گردد، تا مزاج انسانیّت، لیاقت و استعداد حکومت توحید را پیدا کند. آن گاه واپسین سنگر کفر و بی دینی، توسط نیروی فوق العاده مهدی (عج) فرو می ریزد و آرمان بشریّت تحقق خواهد یافت.

بنابراین اگر بخواهیم فلسفه ظهور امام زمان (عج) را در چند کلمه خلاصه کنیم، آن را اینگونه بیان خواهیم کرد: تحقق بخشی به هدف اصلی انبیاء که عبارت است از کامل کردن شرائط برای رشد و تکامل آزادانه و آگاهانه انسان ها و تشکیل جامعه ایده آل براساس خداپرستی و ارزشهای الهی و گسترش عدل و داد در سراسر زمین.
در قرآن کریم، حرکت مردم در جهت عدالت و به رهبری انبیاء، به عنوان غایتی برای ارسال رسل آورده شده است. لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ.(۴۷) نکته مهمی که در این آیه ی شریف وجود دارد این است که «النَّاسُ» اینجا فاعل است. یعنی انبیاء شرائط را به وجود می آورند تا خود مردم برای برپایی قوانین عادلانه و کتاب قیام کنند.

با توجّه به مطالب گذشته و اینکه دانستیم ساختمانی که به وسیله همه انبیاء پایه گذاری و ساخته شد به وسیله حضرت مهدی (عج) افتتاح می شود، لازم به ذکر است که مسئله ظهور منجی مخصوص شیعه نیست؛ «بلکه همه ادیان و مذاهب، عقیده دارند که یک منجی و یک دست مقتدر الهی، در مقطعی از تاریخ خواهد آمد و در نجات بشر از ظلم و جور، معجزه گری خواهد کرد.»(۴۸)

هر ملتی او را با لقب خاصّی می شناسد، زردشتیان او را به نام سوشیانس (نجات دهنده مسلمانان)، جمودان به نام سرور میکائیلی، عیسویان به نام مسیح موعود و مسلمانان به نام مهدی منتظر می شناسند.(۴۹) اما هر ملتی آن نجات دهنده غیبی را، از خودش می داند. زردشتیان، او را ایرانی و از پیروان زردشت می دانند. جمودان، او را از بنی اسرائیل و پیروان موسی می شمارند، عیسویان او را هم کیش خودشان و مسلمانان، از دودمان بنی هاشم و فرزند پیغمبرش می دانند. در اسلام به طور کامل معرّفی شده، ولی در سایر ادیان چنین نیست. بر همین اساس اگر از تمامی این فرقه های متفاوتی که به ظهور منجی اعتقاد دارند در مورد انتظارشان برای رخ دادن این واقعه سؤال شود؛ کامل ترین و صحیح ترین آدرس را شیعه خواهد داد.

انتظار ظهور ، عدالت خواهی 

در طول تارخ، هر انقلابی که به وقوع پیوسته با شعارهایی همراه بوده است و در واقع هدف انقلابیون رسیدن به آن شعار ها و آرمان ها، و اجرا کردن آن ها می باشد. همچنین «برجسته ترین شعار مهدویت عبارت است از عدالت، مثلاً در دعای ندبه وقتی شروع به بیان و شمارش صفات آن بزرگوار می کنیم، بعد از نسبت او به پدران بزرگوار و خاندان مطهرش اوّلین جمله ای که ذکر می کنیم این است: این المعدّ لقطع دابر الظلمه، این المنتظر لاقامة الامت و العوج، این المرتجی لازالة الجور و العدوان؛(۵۰) یعنی دل بشریت می تپد تا آن نجات بخش بیاید و ستم را ریشه کن کند؛ بنای ظلم را که در تاریخ بشریت، از زمان های گذشته همواره وجود داشته و امروز هم با شدّت وجود دارد؛ ویران کند و ستمگران را سرجای خود بنشاند. این اوّلین در خواست منتظران مهدی موعود از ظهور آن بزرگوار است. یا در زیارت آل یاسین وقتی خصوصیّات آن بزرگوار را ذکر می کنید، یکی از برجسته ترین آن ها اینست که الذی یملأ الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً؛(۵۱) انتظار این است که او همه عالم، نه یک نقطه را سرشار از عدالت کند و قسط را در همه جا مستقرّ نماید»(۵۲)

در روایتی در مورد عدالت فراگیر مهدی (ع) آمده است: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ حَكَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِي أَيَّامِهِ الْجَوْر.(۵۳)

بشر در طول تاریخ زندگی خود همواره منتظر بوده که روز این خواب تعبیر شود و عدل در جوامع بشری حاکم گردد؛ پس یکی از شاخصه های حکومتی امام ایجاد عدالت جهانی است که فقط در حکومت او تشکیل می گردد. همانگونه که حکومت او جهانی است، عدل او نیز گسترده و جهانی است. امام محمد باقر (ع) پرچم قائم را همان پرچم پیغمبر اکرم می دانند: هِيَ رَايَة رَسُولِ اللَّه‏ (ص)؛(۵۴) همچنین روایت شده که ایشان، ذوالفقار را هم به دست دارد.(۵۵) این گونه تشابهات بین حضرت حجت (عج) و آباء و اجداد بزرگوارشان آن هم با استفاده از اینگونه نمادها ذهن ما را به سوی این مطلب منتقل می کند که حضرت خاتم الائمه (عج) قرار است هدف خاتم الانبیاء (ص) و امیرالمؤمنین علی (ع) را دنبال کند و روش ایشان را ادامه دهد. عدالت را طبق سنّت آنان پیاده سازد و کتاب خدا را همانگونه که جدش رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع) در زمان رهبری خود معرفی و اجرا کردند؛ جاری سازد.

با توجه به مطالب گذشته، این سؤال مطرح می شود که «چرا امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب (ع) در زمان خودشان با آن قدرت الهی، با آن علم متصل به معدل الهی، با آن نیروی اراده، با آن زیبایی ها و درخشندگی هایی که در شخصیّت آن بزرگوار وجود داشت، با آن توصیه های پیامبر اکرم (ص) درباره او در همین مدّت کوتاه؛ نتوانست ریشه بدی را بخشکاند؟ خود آن بزرگوار را از سر راه برداشتند؛ قتل فی محراب عبادته لشدّة عدله؛ تاوان عدالت امیرالمؤمنین (ع) جان امیرالمؤمنین بود که از دست رفت! چرا؟ چون زمینه، زمینه ی نامساعد بود. زمینه را نامساعد کرده بودند. زمینه را زمینه دنیا طلبی کرده بودند. آن کسانی که در مقابل امیرالمؤمنین (ع) صف آرایی کرده بودند – در اواخر حکومت این بزرگوار یا در اواسط – کسانی بودند که زمینه های دینی آنها، زمینه های مستحکم و ماده غلیظ متناسب دینی نبود. عدم آمادگی، این طور فاجعه را به بار می آورد. آن وقت اگر امام زمان (عج) در یک دنیایی بدون آمادگی تشریف بیاورند، همان خواهد شد، باید آمادگی باشد.»(۵۶)

و صد البته فراهم نشدن چنین شرائطی به معنای نارسایی تعالیم و برنامه های انبیاء و یا نقص مدیریت و رهبری ایشان نبوده و نیز به معنای تحقق نیافتن هدف الهی از بعثت ایشان نمی باشد، زیرا هدف الهی فراهم شدن زمینه و شرایط برای سیر و حرکت اختیاری انسانهاست – لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل(۵۷) – نه الزام و اجبار مردم بر پذیرفتن این حق و پیروی از رهبران الهی؛ و این هدف تا این اندازه تحقق یافته است. أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنَّ اللَّهَ سَيُعْمِي خَلْقَهُ عَنْهَا بِظُلْمِهِمْ وَ جَوْرِهِمْ وَ إِسْرَافِهِمْ عَلَى أَنْفُسِهِم.(۵۸)

هر نهضت و انقلابی که برای هدف معیّنی برپا شود، در صورتی امکان پیروزی دارد که زمینه آن از هر جهت فراهم و اوضاع و شرائط، کاملاً آماده باشد. یکی از شرائط مهم کامیابی این است که همه مردم خواستار آن انقلاب باشند و افکار عمومی نیز برای تأیید و پشتیبانی آن، آمادگی کامل داشته باشند، در غیر اینصورت، انقلاب شکست خواهد خورد. چنین انقلابی باید از درون دل های جهانیان سرچشمه بگیرد و همه انسان ها به ویژه مسلمانان که می خواهند پرچمدار آن نهضت باشند، آمادگی داشته باشند. قرآن کریم نیز شایستگی را شرط این انقلاب کبیر می داند: لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُون‏.(۵۹)
بنابراین تا نوع بشر، به حدّ کمال و رشد نرسد و برای پذیرفتن حکومت حق آماده نگردد، مهدی موعود ظاهر نخواهد شد. البته رشد فکری حادثه ای و آنی نیست بلکه با گذشت زمان و بروز حوادث گوناگون پیدا می شود و به کمال می رسد.

جهانیان باید آنقدر بر سر مرزهای کشوری بجنگند و خون ریزی کنند تا به ستوه آیند و بفهمند که مرزها ساخته و پرداخته افکار کوتاه و خودخواهی انسان هاست. در آن صورت از آن مرزهای اعتباری و اختلاف انگیز بیزار می شوند تمام جهان را یک کشور و همه افراد بشر را هم وطن به شمار می آورند و در سود و زیان و سعادت و بدبختی شریک می دانند. در آن هنگام است که می توانند سیاه و سفید، زرد و سرخ، آمریکائی و آفریقایی، شهری و روستایی، عرب و عجم را به یک چشم بنگرند.
و خلاصه آنکه باید در جهان، آنقدر حکومت ها، مردم ها و احزاب رنگارنگ و فریبنده پدید آید و بی لیاقتی آن ها ثابت شود، تا بشر از اصلاحاتشان ناامید گردد و تشنه اصلاحات خدایی

و آماده پذیرش حکومت توحیدی شود. مَا يَكُونُ هَذَا الْأَمْرُ حَتَّى لَا يَبْقَى صِنْفٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا قَدْ وُلُّوا عَلَى النَّاسِ حَتَّى لَا يَقُولَ قَائِلٌ إِنَّا لَوْ وُلِّينَا لَعَدَلْنَا ثُمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ الْعَدْل.(۶۰)
نکته مهم دیگری که اینجا باید مطرح شود اینست که ظهور و انقلاب حضرت حجّت (عج) با انقلاب های الهی قبل یک تفاوت دارد و آن اینکه ایشان در زمان ظهور، تحت بیعت هیچ حکومت و سلطنتی درنخواهد آمد و دین خدا را کامل و بدون هیچ پرده پوشی و بیم و ملاحظه ای اجرا می کند. بنایر این جای هیچ عهد و میثاق و بیعتی و مراعات و ملاحظه ای نسبت به دیگران باقی نمی ماند.
امام حسن (ع) می فرمایند: مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ يَقَعُ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمَ الَّذِي يُصَلِّي خَلْفَهُ رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْفِي وِلَادَتَهُ وَ يُغَيِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَة.(۶۱)
معلى بن خنيس‏ از امام صادق (ع) پرسيد آيا هنگامى كه قائم ظهور كرد بر خلاف روش على عليه السّلام حكومت ميكند؟ فرمود : نَعَمْ وَ ذَاكَ أَنَّ عَلِيّاً سَارَ بِالْمَنِّ وَ الْكَفِّ لِأَنَّهُ عَلِمَ أَنَّ شِيعَتَهُ سَيُظْهَرُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ الْقَائِمَ إِذَا قَامَ سَارَ فِيهِمْ بِالسَّيْفِ وَ السَّبْيِ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ يَعْلَمُ أَنَّ شِيعَتَهُ لَمْ يُظْهَرْ عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدا.(۶۲)

ارکان عدالت در حکومت مهدوی

به طور کلی به سه رکن اساسی برای برپایی عدالت در حکومتِ سراسر عدل حضرت مهدی (عج) می توان اشاره کرد :

۱٫ حاکم عادل

«همه فرق اسلامی معتقدند که مهدی (عج) از نسل طیّب و طاهر پیغمبر، عالم را مملو از عدل و داد و برای اقامه دین خدا و حق الهی قیام خواهد کرد »(۶۳) بنابر این دوازدهمین پیشوای شیعیان به عنوان رهبری معصوم که تحقق بخش عدالت در سراسر جهان خواهد بود خود در بالاترین درجه عدالت قرار دارد و روش و منش او کاملاً بر عدالت منطبق است و زمانی که با یاران خود بیعت می بندد که از هرگونه آلودگی و فساد دور باشند، خود نیز متعهد می شود که از همه آنچه یارانش را از آن منع کرده دوری گزیند.

۲٫ کارگزاران عادل

«استقرار عدالت چه در سطح جهانی- آن طور که آن وارث انبیاء انجام خواهد داد – و چه در همه بخش های دنیا؛ احتیاج به این دارد که مردمان عادل و انسان های صالح و عدالت طلب، قدرت را در دست داشته باشند.»(۶۴)
رهبر حکومت علاوه بر اینکه خود عادل است، کارگزاران عادلی را نیز تربیّت کرده و آن ها را به نقاط مختلف جهان گسیل می دارد تا عدالتش را توسط این کارگزاران عادل پیاده کند، آن ها افرادی هستند که توسط خود امام انتخاب و تربیت شده اند.

۳٫ قوانین عادلانه

هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ.(۶۵)
بدون تردید کتاب الهی و سنّت رسول خدا (ص) بیان کننده عادلانه ترین قوانین هستند و در صورت حاکم و پیاده شدنِ بی کم و کاست آن ها در جامعه، مسلماً عدالت حقیقی در جامعه پیاده خواهد شد. از اینرو یکی از اقدامات مهمی که امام مهدی (عج) برای تحقق عدالت اجتماعی انجام می دهد، پیاده کردن احکام قرآن و رسول خدا (ص) می باشد.
مفضل از امام صادق (ع) در مورد تأویل آیه فوق می پرسد؛ حضرت پاسخ می دهند :
هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَى وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ؛(۶۶) فَوَ اللَّهِ يَا مُفَضَّلُ لَيُرْفَعُ عَنِ الْمِلَلِ وَ الْأَدْيَانِ الِاخْتِلَافُ وَ يَكُونُ الدِّينُ كُلُّهُ وَاحِداً كَمَا قَالَ جَلَّ ذِكْرُهُ إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ؛(۶۷) وَ قَالَ اللَّهُ وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِين.(۶۸)
تأويل آن اين آيه است: وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّه اى مفضل بخدا قسم! اختلاف را از ميان ملل و اديان برميدارد و همه دينها يكى مى‏شود چنان كه خدا فرموده: إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ و همچنین فرموده: وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ.(۶۹)

ادامه دارد….

منبع: راسخون

ویدئو مهدویت استاد رائفی پور

__________________________________________________________________

مقاله مهدویت + تسلیم و جامعه مهدوی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن